سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

518

تاريخ ايران ( فارسى )

تخلف و نقض در معاهده را از راه خراب كردن محصولات و يا بطريق ديگر سياست و تنبيه ميكردند . تصرف هرات بدست دوست محمد 1863 م اكنون براى مدتى ميرويم از اوضاع افغانستان و امور جارى آنجا سخن ميرانيم . سلطان احمد خان پس از تحكيم مبانى حكومت خود چنان كه در صفحهء 352 ذكر شد عليه اشغال فراه بدست دوست محمد خان كه در سال 1856 انجام يافته بود شديدا اعتراض نمود . بريتانياى كبير در اين مورد عدم علاقهء خود را براى مداخله نشان داد . در سال 1862 حكمران هرات از ناامنى و اغتشاش در كابل براى بيرون كردن پادگان افغانى استفاده نمود . دوست محمد نيز تقريبا بدون معطلى وارد كارزار شده پس از تصرف مجدد فراه بسوى هرات شروع به پيشرفت نمود و در ماه مه سال 1863 بدون اشكال و صعوبت زياد آنجا را تصرف نمود . سلطان احمد در هفته‌هاى آخر محاصره مرد و دوست محمد نيز بيش از چند روز نتوانست از فتح خود استفاده ببرد . دولت ايران وجود امير را در سرحدات خراسان با تشويش خاطر و دل‌واپسى نگريسته و سقوط هرات آن دولت را هراسان ساخت . اما با مرگ دوست محمد اين تهديد و خطر بر طرف شد و درعين‌حال در افغانستان نيز در همان موقع موقعيت سياسى مانند آسياى مركزى كاملا عليه شاه تغيير يافته بود . كميسيون سرحدى مكران 1871 - 1870 م حال به پيشرفت امپراطورى هندوستان عطف توجه نموده و مينويسيم كه در نيمهء اول قرن هيجدهم نادر شاه بلوچستان را مبدل به يك ايالت و استان ايرانى نموده و در سال 1739 ناصر خان براهوئى بمقام بيگلربگى يا حكمران آنجا تعيين شد . پس از قتل افشار بزرگ ناصر خان نسبت به احمد شاه اظهار تابعيت نمود ، ولى بعدا استقلال خود را اعلام داشت . ناصر خان در سال 1795 درگذشت و پس از مرگش بلوچستان مبدل به يك هرج‌ومرج ممتد و طولانى شده و اين ايالت بين عده‌اى از رؤساى قبائل تقسيم گرديد و آنها هم دائما با يكديگر در زدوخورد بوده و بايران حملاتى ميكردند . در سلطنت محمد شاه دولت ايران ادعاهاى